تبليغاتX
مهرداد باور كن مي پرستمت
مهرداد شدي همه زندگيم
درد شیرین سر به سینه بی قرارم می کوبد.

دردی شبیه عشق!دردی که سایه نوازشگرش نگاهت را می جوید.کاش میدانستی

 که چقدردلتنگ توام.لب ها خاموشن اما کاش غوغای درونم را می شنیدی تا من

همیشه آرام و بی پرده به تماشایت می نشستم و بادیدن غنچه لبخندی که در میان

لبهایت پرپر می شد.توان زندگی می یافتم .آه که چقدر سرگردانم. منم و سکوت و

تنهایی.

کاش می توانستم بانک عشق را به صدا در آورم تا طنین دلنوازش رامی شنیدی و

باورم می کردی مرا که اینهمه بی تو بی تابم!

مرا که این چنین دلتنگ توام.

دوست دارم و از همین جا میبوسمت

دلتنگي...

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 شهریور1384ساعت 17:2  توسط ديوونه مهرداد | 

 

بغض سنگینی که بر دوش دل است

پیشکش هرچند که ناقابل است

تو غریب فصل های غربتی

دل به این علت به غربت مایل است

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 شهریور1384ساعت 16:54  توسط ديوونه مهرداد | 

به هم كه مي رسيم ۳ نفريم:
من و تو و بوسه
از هم كه جدا مي شويم ۴ نفريم:
تو و تنهايي ,من و عذاب....

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 شهریور1384ساعت 16:50  توسط ديوونه مهرداد | 

مهرداد دوست دارم

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 شهریور1384ساعت 16:41  توسط ديوونه مهرداد |