تبليغاتX
مهرداد باور كن مي پرستمت
مهرداد شدي همه زندگيم
سلام گلم

خوبی

ببخشید که این چند وقت چیزی برات ننوشتم خودت که میدونی نشد. ولی خب درعوض امروز حسابی

ابراز عشق کردم.

امیدوارم که خوشت بیاد وخوب بخونیشون.

دوست دارم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 مهر1384ساعت 16:25  توسط ديوونه مهرداد | 

دلم طاقت نشستن ندارد وقتی به چشمهايم می نگری

چشمهايم تحمل نگريستن ندارد وقتی مرا می نوازی

روحم پر می كشد وقتی با من سخن می گويی

زبانم هم كه بند می آيد

تو بگو چه كنم با اين همه التهاب كه همه از دوست داشتن توست

غزل هايم را فراموش می كنم

از سهراب يا نيما، فروغ يا شهريار چيزی به ياد نمی آورم

فقط بايد زمزمه كنم

زير لب به گونه ای كه تو نيز بشنوی

كسی درون من است كه از دريچه چشمم به كوچه می نگرد

كسی درون من است

                                            

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 مهر1384ساعت 16:19  توسط ديوونه مهرداد | 
 

برای چشم خاموشت بمیرم

 کنار چشمه نوشت بمیرم

 نمی خواهم در آغوشت بگیرم

که میخواهم در آغوشت بمیرم

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 مهر1384ساعت 16:15  توسط ديوونه مهرداد | 
عشق از من و نگاه تو تشکیل می شود

گاهی تمام من به تو تبدیل می شود

وقتی به داستان نگاه تو می رسم،

یکباره شعر وارد تمثیل می شود...

ای عابر بزرگ که با گامهای تو

از انتظار پنجره تجلیل می شود،

تا کی سکوت و خلوت این کوچه های سرد

بر چشمهای پنجره تحمیل می شود؟

بی شک شبی به پاس غزلهای چشم تو

بازار وزن و قافیه تعطیل می شود

آن روز هفت سین اهورایی بهار،

موعود! با سلام تو تکمیل می شود

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 مهر1384ساعت 16:9  توسط ديوونه مهرداد | 

مرا اگر صد بار از خود برانی   دوستت دارم

به زندان جنایت هم کشانی   دوستت دارم

به جرم عشق تو صد زخم کاری در جگر دارم

جگر سهل است اگر خون هم فشانی   دوستت دارم

این دسته گل تقدیم به عزیزترینم اقا مهرداد

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 مهر1384ساعت 15:55  توسط ديوونه مهرداد |